لغت نامه دهخدا
( ام سنبلة ) ام سنبلة. [ اُم ْ م ِ سُم ْ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) اسلمیه. از زنان صحابی بوده و حدیث از وی روایت شده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 245 شود.
( ام سنبلة ) ام سنبلة. [ اُم ْ م ِ سُم ْ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) اسلمیه. از زنان صحابی بوده و حدیث از وی روایت شده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 245 شود.
اسلیمه از زنان صحابی بوده و حدیث از وی روایت شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
💡 سنبلست آن زلف و یا زان گرد سنبل سنبله انجمست آن روی و در گل گرد کرده انجمن
💡 انجیسی ۴۳۰۹ کهکشانی لنز مانند است که در صورت فلکی سنبله(دوشیزه) قرار دارد.
💡 نه دمنه چون اسد نه در منه نام چو سنبله است هر چند نام بیهده کانا برافکند
💡 گه به داس ماه نو بدرود خوید سنبله گه به راه کهکشان در دانه انجم بکاشت
💡 خواستم نقش مه و سنبله از کلک قضا نقش رخساره و گیسوی تو پیوست به هم