لغت نامه دهخدا
ام روح. [ اُم ْ م ِ رَ ] ( اِخ ) مکه. ( المرصع ).
ام روح. [ اُم ْ م ِ رَ ] ( اِخ ) مکه. ( المرصع ).
مکه
[ویکی فقه] اُمّ روح یکی از نام های مکه است.
۱. ↑ شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.
منبع
تونه ای، مجتبی، فرهنگنامه حج، ص۱۳۲. رده های این صفحه: اماکن | تاریخ اسلام | جغرافیای اسلامی | مکه | نام های شهر مکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل غذای روح ازین خاکدان مخواه طوفان درین تنور مهیاست نان مخواه
💡 ولى بدنهايى كه در ميان قبر مى باشد ممكن است بعضى از آنها نپوسد؛ چون درجه تقواو طهارت روح تاءثير زيادى در اين لباس (بدن )داخل قبر كرده و او را تازه نگاه داشته است.
💡 بیمه و سال سالها روح زدهست بالها نقطه روح لم یزل پاک روی قلندری
💡 اهلی آن سرو روان مونس جان است مرا چون کنم کز پی او روح و روانم نرود
💡 به علاوه، وقتى دستور اين است كه نماز به طرف كعبه باشد، انجام آن لازم است،وگرنه عبادت ما، فاقد روح تعبّد و تسليم است.