لغت نامه دهخدا
شک دادن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به هیجان و هراس و دلهره و تحریک داشتن کسی بر اثر شنواندن خبری یا حادثه ای ناگوار یا مرتعش ساختن عضوی بر اثر اتصال جریان الکتریکی بدان.
شک دادن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به هیجان و هراس و دلهره و تحریک داشتن کسی بر اثر شنواندن خبری یا حادثه ای ناگوار یا مرتعش ساختن عضوی بر اثر اتصال جریان الکتریکی بدان.
به هیجان و هزاس و دلهره و تحریک داشتن کسی بر اثر شنواندن خبری یا حادثه ای ناگوار یا مرتعش ساختن عضوی بر اثر اتصال الکتریکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهل دنیا را مطیع خویش کردن کار نیست پر به آسانی توان دادن به چوب خام خم
💡 هر طرف از گرد حی با آه و واویلی نشد آگه از جان دادن مجنون سگ لیلی نشد
💡 ممنوعیت تبلیغات دخانیات در نشریات برای افراد زیر ۱۰ سال تعیین شده است. از این رو، ارائه، توزیع یا رایگان در اختیار دادن محصولات تنباکو به کودکان زیر ۱۶ سال سن در اماکن عمومی ممنوع است.