ام حسان

لغت نامه دهخدا

ام حسان. [ اُم ْ م ِ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) حیوان کوچکی است به اندازه کف دست. ( از المرصع ).
ام حسان. [ اُم ْ م ِ ح ِ ] ( اِخ ) یکی از زنان مشهور بزهدو تقوی و با سفیان ثوری صحبت داشته است. رجوع به صفة الصفوة ج 3 ص 115 و قاموس اعلام ترکی ج 2 ص 1034 شود.

فرهنگ فارسی

حیوان کوچکی است باندازه کف دست

جمله سازی با ام حسان

💡 اصحاب حسان مصحف از احباب ستانند بگرفتم از احباب به تعظیم نشان را

💡 او همچنین نوارهای کاست حسان اگزار چنانی زاده را در پیشرفتش مؤثر می داند.

💡 ((اى حسان ! تو مؤ يد به دم روح القدسى مادامى كه ما را با زبان شعر خود يارى كنى))(41).

💡 چو با دانا سخن گوئی سخن نیکو شود زیرا که جز در مدح پیغمبر نشد نیکو سخن حسان

💡 این منم بر آستان فخر آل مصطفی رتبت حسانی و مقدار سلمان یافته

💡 «حاجب » این زیبا غزل برخوان به بزم عارفان تا نگویند این فصاحت خاص حسان است و بس