ام حباب

لغت نامه دهخدا

ام حباب. [ اُم ْ م ِ ح ُ ] ( ع اِ مرکب ) دنیا. ( لسان العرب ) ( منتهی الارب ). عالم و جهان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جانور کوچکی است مانند بلخ

جمله سازی با ام حباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امروزه با استفاده از دستگاه دوپلر و بر اساس اثر دوپلر می‌توان حباب‌های کوچکی که در خون پس از قرار گرفتن بدن در محیط‌های پرفشار و رسیدن به حالت اشباع را ردیابی و تعیین نمود.

💡 من درین بحر، نه‌ کشتی نه‌ کدو می‌آرم چون حباب از بر خود جامه فرو می آ‌رم

💡 پس تورم باعث تشویق مصرف در کوتاه مدت می‌شود و می‌تواند باعث انگیزش بیش از حد سرمایه‌گذاری در مواردی شود که ممکن است در شرایط واقعی ارزشمند نباشند (برای مثال مسکن یا حباب دات-کام).

💡 bubble - head charm: درست کردن یک حباب روی سر (برای نفس کشیدن زیر آب)

💡 به یک نظر که ترا داده اند حیران باش که سیر بحر به چشم حباب نتوان کرد

💡 ز موج بحر کم‌سامانی عالم تماشا کن که تیر بی‌پر از آه حباب است این کمان‌ها را

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز