ام جامع

لغت نامه دهخدا

ام جامع. [ اُم ْ م ِ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) سفینه. کشتی. ( از المرصع ).

فرهنگ فارسی

سفینه کشتی

جمله سازی با ام جامع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در هیچ دین و مذهب ای خلق نامسلمان نه تابع فروع است نی جامع الاصولست

💡 از جمله گردشگاه‌های خمین می‌توان به تیمچه بازار خمین، مسجد جامع خمین و قلعه سالار محتشم، ارگ میشیجان و امامزاده ریحان اشاره کرد.

💡 حاضران در مسجد جامع بزرگ هرات به یکبارگی مسجد را ترک و در خیابان‌های اطراف مسجد جامع شعارهای سر می‌دهند.

💡 گر هر ورقی هست کتابی نو ولیکن جز جان اسیری نبود نسخه جامع

💡 کنیسه جامع تل‌آویو، با کمک‌های والتر روتشیلد، در سال ۱۹۲۶ تکمیل شد.

💡 صفات و ذات را هر دم بود یک مظهر جامع گهی اندر عرب ظاهر گه آید از عجم بیرون

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران