لغت نامه دهخدا
( آلوکوهی ) آلوکوهی. ( اِ مرکب ) آلوی ِ کوهی. نِلْک. ( فرهنگ اسدی ). اِدرِک. آلوچه کوهی. و آن آلوئی باشد برنگ زرد و بطعم تلخ، شبیه به آلوچه سگک.
( آلوکوهی ) آلوکوهی. ( اِ مرکب ) آلوی ِ کوهی. نِلْک. ( فرهنگ اسدی ). اِدرِک. آلوچه کوهی. و آن آلوئی باشد برنگ زرد و بطعم تلخ، شبیه به آلوچه سگک.
( آلو کوهی ) آلوچه کوهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر متشکل از درختان بنه، کهکم، ارژن، بادام کوهی، سرو کوهی، انجیر کوهی، کیالک و غیره و همچنین درختچههایی مانند: چلال، بادام کوهی، آلو کوهی، زرشک کوهی و....