لغت نامه دهخدا
العیاذ با. [اَ ذُ بِل ْ لاه ] ( ع جمله اسمیه ) پناه بر خدا. نعوذ باﷲ. پناه میبرم بخدا: و العیاذ باﷲ مدت شش سال و نیم تا روزگار یزدجردبن شهریار آخر ملوک فرس برین جمله یاد کرده آمد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 108 ). رجوع به عیاذ شود.
العیاذ با. [اَ ذُ بِل ْ لاه ] ( ع جمله اسمیه ) پناه بر خدا. نعوذ باﷲ. پناه میبرم بخدا: و العیاذ باﷲ مدت شش سال و نیم تا روزگار یزدجردبن شهریار آخر ملوک فرس برین جمله یاد کرده آمد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 108 ). رجوع به عیاذ شود.
💡 دل ز من بردی و قصد جان کنی کی برم من جان ز دستت العیاذ
💡 کند شاد اگر سازدم العیاذ پشیمانیم بخش و غمناک کن
💡 بر صف دلها زد و تاراج کرد فتنهای چشم مستت العیاذ
💡 میرسد دجّال اعور الحذر نوبت دجّالیان شد العیاذ
💡 فیض از تو هم پناه آرد بتو گرنه پروای منست العیاذ