التماس و درخواس
مترادفها
درخواست، تقاضا، خواهش، تمنا، طلب، خواستن
متضادها
رد کردن، امتناع، دفع
لغت نامه دهخدا
التماس و درخواست. [ اِ ت ِ س ُ دَ خوا/ خا ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) چیزی را خواستن. چیزی را طلبیدن. خواهش چیزی کردن. رجوع به التماس شود.
جمله سازی با التماس و درخواس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اسكندر سر ((دارا)) را به بالين گرفته و بوسيد و سوگند ياد كرد كه من به اينموضوع امر نكرده ام، دارا از اسكندر التماس و خواهش كرد كه قاتلان را به كيفربرساند، و دخترش را همسر خود گرداند، و بيگانه را حاكم ايران قرار ندهد.
💡 او باز التماس و خواهش مى كند حضرت امتناع مى كند. بعد اين مرد افتاد به پاهاى اباعبداللّه و شردع كرد به بوسيدن كه آقا مرا محروم نقرمائيد و سپس جمله اى گفت كهاباعبداللّه جايز ندانست كه به او اجازه ندهد.