ناخواهان

مترادف‌ها

مخالفان، ناخواستگان

متضادها

خواهان، طرفداران، دوستداران

لغت نامه دهخدا

ناخواهان. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) ناخوش. نادلپسند. غیرمطلوب. ( ناظم الاطباء ). || ناخواه. بی میل. که خواستار نیست: هر چند دل سلطان ناخواهان است اریارق را و غازی را خواهان. ( تاریخ بیهقی ص 320 ).

فرهنگ عمید

آن که خواهان کسی یا چیزی نیست.

جمله سازی با ناخواهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالَ یا قَوْمِ گفت ای قوم، أَ رَأَیْتُمْ چه بینید إِنْ کُنْتُ عَلی‌ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی اگر من بر بیداری و راستی و درستی‌ام از خداوند خویش، وَ آتانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ و داد مرا بخشایشی از نزدیک خویش، فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ آن بر شما پوشیده ماند، أَ نُلْزِمُکُمُوها در شما بندیم آن بیّنت را، وَ أَنْتُمْ لَها کارِهُونَ (۲۸) و شما آن را ناخواهان و دشوار دار.

💡 در دنیای سیاست، گاهی اوقات تصمیمات سخت و بی‌پرده ممکن است باعث خشم ناخواهان و مخالفان شدید در گروه‌های مختلف شود.

💡 او تمام تلاش خود را کرد تا با مدیریت صحیح بحران، از ورود ناخواهان به حریم خصوصی و تصمیمات مدیریتی خود جلوگیری کند.

💡 پیروزی در میدان نبرد نه تنها باعث شادی دوستان می‌شود، بلکه همزمان باعث ایجاد خشم و کینه در دل‌های ناخواهان خواهد شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران