التقاط کردن

لغت نامه دهخدا

التقاط کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برچیدن. چیزی را از موضعی برداشتن. چیزی را از جائی گرفتن. سخنی را از گفتار کسی گرفتن: من که ابوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصه اخبار و از آن التقاطها کرده. ( تاریخ بیهقی ). و از مضامین کتب متقدمان التقاط کرده. ( جامعالتواریخ رشیدی ). رجوع به التقاط و التقاطیون شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - چیدن بر چیدن. ۲ - اقتباس کردن.

جمله سازی با التقاط کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بین النهرین باستان از گاه‌شماری آسوری به عنوان منابع استخراج گاه‌شماری عبری استفاده می‌شده. که همچنین در سرتاسر قرون وسطی ادامه داشت. در صدر اسلام مجادله صلیبیون و مسلمانان در تاریخ آغاز گشت. با آغاز جنگ‌های صلیبی خلفا در نهاد خلافت، گاه‌شمارهای آیینی خود را داشتند که ماهیتی حکومتی نیز التصاق به آن داشت. برای تشریع و قانونی کردن خراج‌گذاری و دست‌گذاری امیرنشینان بومی که تنها اختصاص به ایرانشهر آشوری مشهور به «ایالت جبال» نبود بلکه شامل سایر امیرنشینان آن خلافت بزرگ هم بود؛ و همچنین تعیین زمان سفر حج و زمان ماه روزه گرفتن نیاز به تنظیم سال‌شماری بود. یک اشتباه مصطلح و متداول و التقاط که در این عصر در متون صلیبیون دیده می‌شود استفاده از نام تقویم رومی به عنوان گاه‌شماری آشوریان و ژولینی در کشور بوده است. این اشتباه مصطلح که به تشبیه بسیار به سپردن قافله‌های قرون وسطایی به راهزنان به جای نشان دادن ستاره قطبی می‌ماند، امروز خود ظرف نقد فرهنگیان و ادیبان است. و در تصحیح متون هیچ یادکردی از آن نمی‌شود، خیلی ساده می‌شود برای رعایت ارجاع علمی مخصوصا در تصحیح‌ها یا دایرة المعارف‌های اینچنینی از دو یا سه یا چند نام برای آن استفاده کرد.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز