افیش
مترادفها
پوستر، اعلان، اطلاعیه
فرهنگ معین
( آفیش ) [ فر. ] (اِ. ) آگهی مکتوب و غالباً مصور که ابعاد آن در حدود ۳۵*۵٠ سانتی متر باشد، آگهی نامه (فره ).
جمله سازی با افیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این روش هر گوینده بهتنهایی آفیش میشود و دیالوگهای خود را بهصورت یکنفره ضبط میکند.
💡 آفیش سرخ پوستر تبلیغاتی مشهوری بود که به وسیلهٔ فرانسهٔ ویشی و مقامات آلمانی در بهار ۱۹۴۴ در فرانسهٔ اشغالی پخش شد. هدف از این پوستر بیاعتبار کردن یک گروه ۲۳ نفری از فران-تیرورها که به نام گروه مانوشیان شناخته شده میشد بود. پس از این که عضوهای آن دستگیر شدند شکنجه شده و به محاکمهٔ عمومی درآمدند. در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۴۴ در باروی مون-والرین تیرباران شدند. این پوستر بر ترکیب عضویتی گروه که بسیاری از آنها یهودی و کمونیست بودند تأکید میکند و مقاومت را در انگیزشها و وفاداریهای بنیادین به قدر کافی فرانسوی نمیداند.
💡 برای تبلیغ نمایشگاه جدید هنری که در مرکز شهر برگزار میشود، تیم برگزاری تصمیم گرفت که در تمام ایستگاههای مترو افیشهای رنگارنگی نصب کند.
💡 هر زمان که مایل هستید از برنامههای فرهنگی منطقه مطلع شوید، کافی است به تابلوهای اعلانات شهر نگاه کنید تا جدیدترین افیشها را ببینید.
💡 طراح گرافیک با دقت بسیار زیادی روی طراحی افیش فیلم جدید کار کرد تا بتواند توجه مخاطبان را در اولین نگاه به خود جلب نماید.