لغت نامه دهخدا
افشین غلام. [ اَ ن ِ غ ُ ] ( اِخ ) همان افشین معروف که در نزهةالقلوب با وصف غلام معتصم آمده است. رجوع به این کتاب ج 3 ص 90 شود.
افشین غلام. [ اَ ن ِ غ ُ ] ( اِخ ) همان افشین معروف که در نزهةالقلوب با وصف غلام معتصم آمده است. رجوع به این کتاب ج 3 ص 90 شود.
همان افشین معروف که در نزهه القلوب با وصف غلام معتصم آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهه هفتاد را دههٔ طلایی برق شیراز میدانند. سالهایی که بازیکنان بزرگی همچون غلام حسین پیروانی، داریوش یزدانی، رحمان آرامی، رضا استواری، افشین پیروانی، مهدی شیری، محسن رنجبران، بهروز محمد زایی و… چهره قدرتمندی از فوتبال شیراز را به نمایش میگذاشتند کما این که در روزهای بازی برق در ورزشگاه ارتش شیراز هیچ جای خالی روی سکوها پیدا نمیشد.
💡 یکی از نزدیکان افشین به نام منکجور که والی آذربایجان بود یاغی شد معتصم به وسیلهٔ ترکی به نام بغا او را شکست داد مسئله لشکر ترکها بعدها برای خلیفه مسئله مهمی شد زیرا غلامان قویتر میشدند و طمعشان بیشتر میشد تا جایی که خلافت و خلیفه را در مشت خود گرفتند.