افسر راه

فرهنگستان زبان و ادب

{conn officer} [علوم نظامی] فرد نظارت کننده بر حرکت ناو

جمله سازی با افسر راه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی از خدمات برجسته افشارطوس، خنثی کردن توطئه قتل دکتر مصدق در نهم اسفند ۱۳۳۱ بود. در این روز قرار بود شاه مخفیانه به مسافرت خارج از کشور برود. مصدق راهی کاخ می‌شود تا مدارک لازم را به شاه تحویل دهد اما هنگام خروج متوجه شد که عده‌ای به همراه جمعی از افسران بازنشسته جلو کاخ جمع شده و احتمالاً قصد قتل او را دارند.

💡 در هنگام عبور از تقاطع‌های بسیار شلوغ، باید به دستورات افسر راه توجه کامل داشت تا از بروز تصادفات رانندگی و ایجاد ترافیک جلوگیری شود.

💡 افسر راه با دقت تمام و با استفاده از تجهیزات مدرن، قوانین جدید تردد را برای رانندگان در مسیرهای اصلی و بزرگراه‌های شهر توضیح می‌داد.

💡 اگر راننده‌ای قوانین راهنمایی و رانندگی را نقض کند، افسر راه موظف است بر اساس مقررات موجود، جریمه یا اخطار لازم را برای او صادر کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران