افسر رابط

مترادف‌ها

افسر ارتباطی

فرهنگستان زبان و ادب

{liaison officer} [علوم نظامی] فردی که وظیفۀ او ایجاد درک مشترک و وحدت عمل میان یگان های مختلف نیروهای نظامی یا نیروهای انتظامی و دیگر سازمان هاست

ویکی واژه

فردی که وظیفۀ او ایجاد درک مشترک و وحدت عمل میان یگان‌های مختلف نیروهای نظامی یا نیروهای انتظامی و دیگر سازمان‌هاست.

جمله سازی با افسر رابط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهرنیا پس از حضور در یک مأموریت، به‌عنوان افسر رابط نظامی در یگانی از نیروی زمینی و اجرای یک رزمایش بزرگ در غرب کشور، دورهٔ آموزش رزمی هواپیمای شکاری اف-۵ ئی را در پایگاه هوایی دزفول آغاز و اواسط تابستان ۱۳۵۷ فارغ‌التحصیل شد. او بلافاصله پس از این دوره به پایگاه هوایی تبریز انتقال یافت و به‌عنوان خلبان شکاری تاکتیکی در گردان ۲۳ شکاری، به فرماندهی سرگرد ابراهیم رسول‌زاده مشغول خدمت شد. شروع پروازهای رزمی او با اوج گرفتن جریانات انقلاب ایران هم‌زمان شد.

💡 در سازمان‌های بین‌المللی، افسر رابط مسئولیت هماهنگی میان تیم‌های مختلف و انتقال سریع اطلاعات حیاتی بین بخش‌های مختلف مدیریت را بر عهده دارد.

💡 برای جلوگیری از سوءتفاهم‌های احتمالی در مذاکرات دیپلماتیک، حضور یک افسر رابط مسلط به زبان‌های مختلف و پروتکل‌های رسمی بسیار اهمیت دارد.

💡 این شرکت برای مدیریت بهتر پروژه‌های مشترک با شرکای خارجی، یک افسر رابط تعیین کرده است تا ارتباطات را به صورت منظم مدیریت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران