افسانه بردن

لغت نامه دهخدا

افسانه بردن. [ اَ ن َ / ن ِ ب ُدَ ] ( مص مرکب ) گول خوردن. فریب خوردن:
بگرفت خواب دیده بخت و امید را
از بس ز وعده های تو افسانه برده ایم.نظیری نیشابوری ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

حیله خوردن فریب خوردن

جمله سازی با افسانه بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۳ اوت ۲۰۱۴ نیروهای دولت اسلامی عراق و شام به شنگال حمله کردند و خیلی سریع این شهر و روستاهای اطراف را به تصرف خود درآوردند. بیش از ۷ هزار نفر کشته شدند و حدود ۵ هزار زن و دختر ایزدی به عنوان برده‌های جنسی ربوده شدند. بعد از حمله داعش مردم این نواحی هیچ راهی جز پناه بردن به کوهستان شنگال را نداشتند، کوهستان باستانی و مقدسی که خاستگاه افسانه‌های منظوم کهن ایزدی همچون درویش اَودی است. ده‌ها هزار ایزدی ۱۰ روز بدون آب و غذای کافی در این کوهستان در محاصره بودند.

💡 ناصح، برو و بنشین، افسانه مخوان چندین از سر نتوان بردن این علت سودا را

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز