افتان افتان
لغت نامه دهخدا
افتان افتان. [ اُ اُ ] ( ق مرکب ) حرکت ورفتار بطور افتادگی و بطور آرامی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حرکت و رفتار بطور افتادگی و بطور آرامی.
جمله سازی با افتان افتان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الف- حالت بار افتان: در این حالت ارتفاع آب در طول زمان در استوانه داخلی مرتباً کاهش می یابد. یعنی در طول آزمایش به استوانه داخلی آب افزوده نمیشود.
💡 فغانی می رود افتان و خیزان بر سر راهی که جان خود به پای رخش آن صید افگن افشاند
💡 در اين هنگام ملائكه گفتند: اى لوط ما فرستادگان پروردگار توايم، آرام باش كه اينقوم به تو نخواهند رسيد، آنگاه همه آن مردم را كور كردند و مردم افتان و خيزان متفرقشدند.
💡 به کویت آمدم افتان و خیزان بهر دیداری امید جان به لطف تست، اگر بیش آمدم، گر کم
💡 گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی
💡 شكست خوردگان اميدوار خود را در هنگام شكست نمى بازند و افتان و خيزان به راه پيمائىخود ادامه مى دهند و بالاخره به مقصد مى رسند.
💡 خورشید در پایان روز، افتان افتان از میان قلههای کوه گذشت و نور ملایمی را بر پهنه دشت و درهها پخش کرد که منظرهای خیرهکننده ساخت.
💡 با حرکت افتان افتان ابرها در آسمان، سایههای متغیری بر روی زمین میافتاد که باعث ایجاد شکوه و زیبایی خاصی در آن عصر پاییزی شده بود.
💡 نور ماه افتان افتان بر سطح دریا میتابید و موجهای آرام شبانه را با درخششی نقرهای و بسیار چشمنواز، در برابر دیدگان بینندگان قرار میداد.