افتاب زدگی

مترادف‌ها

آفتاب‌زدگی

لغت نامه دهخدا

( آفتاب زدگی ) آفتاب زدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تشمس، و آن بیماریی باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید.

فرهنگ عمید

( آفتاب زدگی ) آفتاب سوختگی.

فرهنگ فارسی

( آفتاب زدگی ) بیماری که از بسیار ماندن در آفتاب ایجاد شود.
آن بیماری باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید

دانشنامه آزاد فارسی

آفتاب زدگی. رجوع شود به:گرمازدگی

جمله سازی با افتاب زدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای درمان درد سر ناشی از آفتاب زدگی، ضماد ترکیبی از روغن گل و سرکه بسیار مفید است.

💡 برای تسکین ناراحتی‌های ناشی از تابش گرمای خورشید و آفتاب زدگی، جوشانده ۵۰۰ گرم گل یا ریشه گیاه را در یک لیتر آب تهیه کرده و پس از صاف کردن به ملایمت در محل سوختگی می‌مالند.

💡 علائم شایعی مانند سردرد شدید، حالت تهوع و گیجی، از نشانه‌های اصلی آفتاب‌زدگی هستند که در هنگام فعالیت‌های طولانی در محیط‌های بسیار گرم بروز می‌کنند.

💡 پزشکان توصیه می‌کنند که برای پیشگیری از آفتاب‌زدگی، حتماً از کلاه استفاده کرده و در ساعات اوج تابش خورشید، از انجام فعالیت‌های سنگین بیرونی خودداری کنید.

💡 به دلیل گرمای غیرعادی هوا در این هفته، تعداد مراجعه‌کنندگان به اورژانس با مشکل آفتاب‌زدگی و کم‌آبی بدن به طور محسوسی افزایش یافته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران