لغت نامه دهخدا
( آفتاب زدگی ) آفتاب زدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تشمس، و آن بیماریی باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید.
( آفتاب زدگی ) آفتاب زدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تشمس، و آن بیماریی باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید.
( آفتاب زدگی ) آفتاب سوختگی.
( آفتاب زدگی ) بیماری که از بسیار ماندن در آفتاب ایجاد شود.
آن بیماری باشد که از بسیار ماندن در آفتاب زاید
آفتاب زدگی. رجوع شود به:گرمازدگی
💡 برای درمان درد سر ناشی از آفتاب زدگی، ضماد ترکیبی از روغن گل و سرکه بسیار مفید است.
💡 برای تسکین ناراحتیهای ناشی از تابش گرمای خورشید و آفتاب زدگی، جوشانده ۵۰۰ گرم گل یا ریشه گیاه را در یک لیتر آب تهیه کرده و پس از صاف کردن به ملایمت در محل سوختگی میمالند.