اغراق گو

لغت نامه دهخدا

اغراق گو. [ اِ ] ( نف مرکب ) اغراق گوی. اغراق گوینده. آنکه بمبالغه سخن گوید. آن کسی که در گفتار از حد تجاوز کند.

فرهنگ فارسی

اغراق گوی. اغراق گوینده

جمله سازی با اغراق گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دزیدریوس اراسموس (هلند، ۱۴۶۶–۱۵۳۶) مدافع اومانیسم، منتقد علایق ریشه‌دار، غیرعقلانی و خرافات بود. جوامع اراسموسیایی در سراسر اروپا تا حدی در واکنش به آشفتگی اصلاحات شکل گرفتند. در مقایسه یا مقایسه با انتخاب آزاد، (۱۵۲۴)، او اغراق لوتری در مورد محدودیت‌های آشکار آزادی انسان را تحلیل می‌کند.

💡 نیست آنگونه که در مدحت او هیچ اغراق ناید اغراق مرا هم بزبان و بقلم

💡 گرچه اغراق تو بس واجب و فرض آسان شد وصف حسن تو صنم خالی از اغراق آمد

💡 واژه انیمه گاهی مورد نقد نیز قرار گرفته است؛ مثلاً در سال ۱۹۸۷ هایائو میازاکی بیان کرد که از این اصطلاح متنفر است زیرا به نحوی به ویرانی صنعت انیمیشن ژاپن اشاره می‌کند. او این ویرانی را با انیماتورهای بدون انگیزه ولی پرکار برابر دانست که با تکیه بر یک پیکرنگاری ثابت از ویژگی‌های چهره و اغراق در حواس حرکتی طراحی می‌کنند اما عمق، کمال، احساس یا فکر در کار آنان دیده نمی‌شود.

💡 ز اغراق تو افغان، ز سکوت دگری آه؛ کز لب گه تحسین زندش آبله تا ناف

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز