( آغال ) آغال. ( اِ ) آغِل. || خانه زنبوران. زنبورخانه. || خانه پشه و امثال آن. || آغاز و ابتدا.
آغال. ( نف مرخم ) در کلمات مرکبه مانند مرگ آغال و بدآغال، مخفف آغالنده است:
ز روی تیغ تو اندر دو چشم دشمن تو
دهان گشاده نماید نهنگ مرگ آغال.ازرقی.
آغال. ( اِمص ) آغالش:
ترک آغال و فتنه سازی کن
جامه خُلق خود نمازی کن.؟
آغال. ( اِ ) آغار. اُغُر.
- بدآغال؛ بداُغُر. بدآغار:
چون کلاژه همه دزدندو رباینده چو خاد
همه چون بوم بدآغال و چو دمنه محتال.معروفی.
( آغال ) ( اِ. ) نک آغل.
( آغال ) ۱. = آغالیدن
۲. آغالنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بدآغال، مردآغال.
۳. (اسم مصدر ) تحریک، آغالش.
( آغال ) ۱ - ( اسم ) آغالش: ترک آغال و فتنه سازی کن. ۲ - ( اسم ) در کلمات مرکب بمعنی آغالنده آید: مرگ آغال.
زنبور خانه آغاز و ابتدا
امربه آغالیدن، بیاغال، آغالنده درترکیب باکلمه، به معنی تحریک و آغالش، آغل: لانه مرغ خانگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیال بزم تو همچون امل نشاطانگیز هوای رزم تو همچون اجل روان آغال
💡 باغی بر پایه کوههایی نه چندان مرتفع. مشرف بر دشت تحت جلگه و استخری در آن وجود دارد. این باغ در سه کیلومتری شرق سلیمانی و در انتهای کال پیشنگ درّه واقع شدهاست. این کال کوههای قوش آغالی را از کوههای سلیمانی جدا میکند.
💡 وز طرز صهیل و تک ختلی است عقاب آغال هر گرد زغن آسا از بیم ببندد بال