لغت نامه دهخدا
( آصال ) آصال. ( ع ص، اِ ) ج ِ اصیل. صاحب اصلان. || محکم رایان. || ( اِ ) شبان گاه ها. عشایا.
( آصال ) آصال. ( ع ص، اِ ) ج ِ اصیل. صاحب اصلان. || محکم رایان. || ( اِ ) شبان گاه ها. عشایا.
( آصال ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اصیل، شبانگاه، نزدیک غروب.
( آصال ) وقت بین عصر و مغرب، آخر روز، شبانگاه.
( آصال ) ( اسم ) جمع: اصیل. ۱ - صاحب اصلان. ۲ - محکم رائ یان. ۳ - شبانگاهها اوقات بین عصر و مغرب عشایا.
جمعاصیل
جمع اصیل به معنی شبانگاه ووقت بین عصرومغرب، نزدیک غروب آفتاب، آفتاب زردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اين كار را همواره صبحگاهان و شامگاهان تكرار كن (بالغدو والاصال ) آصال جمع اصيل به معنى نزديك غروب و شامگاه است.
💡 و در مجمع البيان گفته: كلمه (آصال ) جمع(اصل ) - با ضمه همره و صاد - است، واصل هم جمع (اصيل ) است، پس آصال جمع الجمع و ماده اش كلمه(اصل ) است، و از اين جهت اين ساعت از روز معين بين عصر و غروب آفتاب راآصال گفته اند كه گوئى ريشه و مبداء شب است.