لغت نامه دهخدا
( آشوب گر ) آشوب گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) فتنه جوی. فتان.
( آشوب گر ) آشوب گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) فتنه جوی. فتان.
( آشوبگر ) (گَ )(ص فا. )۱ - فتنه جوی، شورش - خواه. ۲ - فتان.
( آشوبگر ) ۱. آشوب کننده.
۲. فتنه انگیز.
۳. فتنه جو.
( آشوبگر ) ( صفت ) ۱ - فتنه جوی شورش خواه. ۲ - فتان: دلبر آشوبگر.
آشوب کننده، فتنه انگیز، فتنه جو
( آشوب گر ) فتنه جوی
آشوبگر (فیلم). آشوبگر ( انگلیسی: Agitator ) فیلمی ژاپنی به کارگردانی تاکاشی میکه محصول سال ۲۰۰۱ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 5 با اينكه خون مسلمان محترم است، امّا اگر بعضى از مسلمانان دست به تجاوز و آشوب زدند، اسلام براى برقرارى صلح و امنيّت اجازه كشتن آن ياغيان آشوبگر را داده است. (فقاتلوا الّتى تَبغى )(179)
💡 ^ غارت رُم(Sack of Rome) در ۶ مه ۱۵۲۷ شورشی بود که در رُم و سپس ایالات پاپ توسط سربازان آشوبگر کارل پنجم، امپراتور مقدس رُم_به ویژه آلمانی هایش_ که از پرداخت نشدن دستمزد خود به ستوه آمده بودند رخ داد. در این شورش، سربازان گرسنه چنان رُم را مورد غارت قرار دادند که یادآور غارتگری بربرها در ۱٬۱۰۰ سال پیشتر بود.
💡 سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴، سالهای مبارزهٔ قدرت میان سه گروه نامتجانس در کشور بود. نیروهای یاغی و آشوبگر، نیروهای حکومتی و نیروهای مشروطه خواه.
💡 و گمانهاى باطل و آشوبگران ويرانگر آن را نابود نسازد، تا اينكه در دنيا فرمانبردارتو، و در آخرت، در جوار تو جاودانه باشيم.