اشفته هوش

لغت نامه دهخدا

( آشفته هوش ) آشفته هوش. [ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) پریشان حواس:
بدو گفتم ای یار آشفته هوش
شگفت آمد این داستانم بگوش.سعدی.

فرهنگ عمید

( آشفته هوش ) پریشان حواس: بدو گفتم ای یار آشفته هوش / شگفت آمد این داستانم به گوش (سعدی۱: ۱۵۹ ).

فرهنگ فارسی

( آشفته هوش ) ( صفت ) پریشان حواس.
پریشان حواس

جمله سازی با اشفته هوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفتم ای یار آشفته هوش شگفت آمد این داستانم به گوش

💡 گشودم پیش آن آشفته هوشان دهن چون حقه ی گوهرفروشان

💡 نه من آشفته هوش و سست رایم که چندین آزموده آزمایم

💡 قیامت هم سر از خواب پریشان بر نمی دارم که دارم یادگار طره آشفته هوشی را

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز