اشفته روزگار
مترادفها
روزگار پرآشوب، دوران ناآرام
متضادها
روزگار خوش، روزگار آرام
لغت نامه دهخدا
( آشفته روزگار ) آشفته روزگار. [ ش ُ ت َ / ت ِ زْ / زِ ] ( ص مرکب ) آشفته روز:
دست نوازشی چو بزلف آشنا کنی
غافل مشو ز صائب آشفته روزگار.صائب.
فرهنگ فارسی
( آشفته روزگار ) ( صفت ) بدبخت بداقبال.
آشفته روز
جمله سازی با اشفته روزگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعری که ناملایمات های اوضاع آشفته روزگار خود را بر نمی تافت و تزویر و ریاکاری حاکمان را در آثارش به تصویر میکشد
💡 در میان این اشفته روزگار و بحرانهای اقتصادی پیاپی، مردم تلاش میکنند تا با مدیریت صحیح منابع، زندگی خود را حفظ کنند.
💡 تاریخ نشان داده است که در اشفته روزگار، تنها کسانی توانستهاند که با صبر و استقامت از میان سختیها عبور کنند.
💡 زندگی او در میان این اشفته روزگار گذشت و او همیشه سعی داشت با کمک به دیگران، آرامش خود را حفظ کند.