اشتها داشتن

لغت نامه دهخدا

اشتها داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) میل به غذا داشتن. رغبت به غذا داشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اشتها داشتن به. میل داشتن به ( غذایی یا نوشابهای ).

جمله سازی با اشتها داشتن

💡 ((يكى از سبزيهاى مفيدى كه داراى ويتامين هاى (ب ) مى باشد پياز است كه خوردن خام آنبه كليه حجاج، توصيه مى شود، زيرا علاوه بر داشتن ويتامين هاى مفيد، جهاز را ضدعفونى و پاك كرده و اشتها را زياد مى كند، بنابراين وجود آن بر سر سفره حجاج لازح وضرورياست ))(356)

💡 نگه داشتن دستمزدها در بالاتر از سطح ترخیص بازار باعث ایجاد انگیزه جدی برای اشتها می‌شود و باعث می‌شود کارگران حتی اگر برخی از کارگران مایل به کار بیکار شوند، کارآمدتر شوند...

💡 در زمان منتهی به بازداشتش، لرو به عنوان فردی که جنون انجام کارهای بسیار بزرگ را داشت، توصیف می‌شود، که از یک طرف اشتهای زیادی داشت و احتیاط را کنار گذاشته بود، و از طرف دیگر به جزییات مهم احتیاطی مانند داشتن فرزند برزیلی برای جلوگیری از استرداد، فکر کرده بود. مأموران دی ئی ای اظهار داشتند که در شنودهای انجام شده، لرو این احساس را منتقل می‌کرد که: «قرار نیست برای همیشه از زیرش در برود.»

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز