لغت نامه دهخدا
( آسان گیر ) آسان گیر. ( نف مرکب ) سهل انگار. مداهن.
( آسان گیر ) آسان گیر. ( نف مرکب ) سهل انگار. مداهن.
( آسان گیر ) آن که کارها و پیشامدها را بر خود آسان گیرد و سهل شمارد، سهل انگار.
( آسان گیر ) ( اسم ) آنکه کارها را بر خود آسان گیرد سهل انگار.
سهل انگار مداهن
💡 همانند مدیران استبدادی، مدیران دمکراتیک نیز به دو دسته تقسیم میشوند: یعنی: آسان گیر و دستوری.