ازمایش عملیاتی

مترادف‌ها

آزمون عملیاتی

فرهنگستان زبان و ادب

آزمایش عملیاتی
{operational testing} [علوم نظامی] ارزیابی پیوسته ای که در مورد افراد عملیات‍‍ی یا وضعیت های عملیات‍‍ی برای اعتبارسنجی و اعتمادسنجی آنها انجام شود

جمله سازی با ازمایش عملیاتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گودریان پس از ترفیع به درجه سپهبدی، در ۲۴ نوامبر در جایگاه ریاست «نیروهای سریع» متشکل از تمامی نیروهای زرهی و موتوریزه، نشست. در این جایگاه بر دانشکده‌های این نیروها نیز نظارت می‌نمود. نیروهای زرهی برای نخستین بار در الحاق اتریش به آلمان در معرض آزمایش عملیاتی قرار گرفتند. در این رویداد، لشکر دوم زرهی تحت فرمان گودریان در عرض دو روز ۶۹۰ کیلومتر را طی کرد و عملکرد بسیار رضایت‌بخشی داشت. گودریان و یگان‌های زرهی، همچنین در ضمیمه کردن صلح‌آمیز سودتنلند به رایش سوم نقش داشت.

💡 قبل از ورود محصول جدید به بازار گسترده، تیم تحقیق و توسعه باید یک آزمایش عملیاتی دقیق برای سنجش کارایی آن انجام دهد.

💡 پس از نصب سیستم‌های جدید امنیتی، مدیران شرکت دستور دادند که یک آزمایش عملیاتی در شرایط واقعی برای اطمینان از عملکرد آن‌ها صورت گیرد.

💡 نتایج حاصل از آزمایش عملیاتی نشان داد که دستگاه جدید در شرایط آب و هوایی سخت نیز می‌تواند به خوبی و بدون نقص کار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران