فرهنگ معین
( آرغ بی جا زدن ) ( ~ِ زَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - سخن نابجا گفتن که باعث شرمساری شود. ۲ - فضولی کردن.
( آرغ بی جا زدن ) ( ~ِ زَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - سخن نابجا گفتن که باعث شرمساری شود. ۲ - فضولی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترسم که دلم بگیرد از تنگی جا دلتنگیم از تنگی دل بی جا نیست
💡 که ای جماعت این بیشتر ز طفلی نیست دهید زحمت بی جا به خویشتن از چیست
💡 این عجائب بنگر ای صاحب نظر جای آن بی جای ما هر جا نگر
💡 آن کس که جا بجو فلک کرده از زمین فهمش چرا به کردهٔ بی جا نمیرسد
💡 ۷- جهانبانی، امانالله. سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن. بی جا: بی نا، ۱۳۳۸.
💡 کوشش بی جا مکن در راه وصل هر زمان کز خود گذشتی واصلی