ارام روح
مترادفها
روح آرام
متضادها
روح مضطرب، روان بیقرار
لغت نامه دهخدا
( آرام روح ) آرام روح. [ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آرام دل. آرام جان. آرام خاطر.
فرهنگ فارسی
( آرام روح ) آرام دل آرام جان
جمله سازی با ارام روح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیر گفتش هست نوح آرام روح حق نهاده نام او از نوحه نوح