لغت نامه دهخدا
( ادابة ) ادابة. [ اَ ب َ ] ( ع مص ) زیرک شدن. || نگاه داشتن حدّ هر چیزی. || فرهنگی شدن. ادیب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
( ادابة ) ادابة. [ اَ ب َ ] ( ع مص ) زیرک شدن. || نگاه داشتن حدّ هر چیزی. || فرهنگی شدن. ادیب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مثال دوم: قال الصادق عليه السّلام: ((المُلوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاس وَالْعُلَماءُ حُكّامٌ عَلَىالمُلُوكِ))، (بحار1/183 كتاب العلم / باب 1 من ابواب العلم و آدابه، ح 92).