اخوند ملا عبدالله یزدی

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] آخوند ملا عبدالله یزدی. عالمی فاضل و شیخی مجتهد مشهور به صاحب حاشیه یکی از بزرگان علمای قرن دهم است و حاشیه او مشهور به حاشیه ملا عبد الله فضلای ما را بدان آگاهیست و اصل این کتاب اقتباس از تهذیب مرحوم تفتازانی است. صاحب سلافه می نویسد: مرحوم ملا عبد الله علامه زمان خویش بود و اتقی و ازهد مردم عصر خود و او را غیر از حاشیه آثاری است به نام شرح قواعد در فقه، شرح تهذیب در منطق، حاشیه استبصار، شرح شمسیه....
ملا عبد الله از شاگردان محقق میسی و محقق ثانی و شیخ جزائری و شیخ ابراهیم قطیفی است که خود به درجه اجتهاد ارتقاء یافت و از مدرسین بزرگ عراق گردید مرحوم صاحب مدارک و صاحب معالم و شیخ بهائی، علامه ثانی از محضر او سالها بهره مند بودند شیخ یزدی معاصر با شیخ مقدس اردبیلی رحمة الله علیهم اجمعین بوده و در آینده شرحی از نام این بزرگواران به گوش می رسد تا چه قبول افتد. صاحب روضات وفات ملا عبد الله را به سال 981 در اواخر سلطنت پنجاه ساله طمهاسب صفوی در عتبات عالیات نوشته است رحمة الله علیه.

جمله سازی با اخوند ملا عبدالله یزدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این ناحیه سه خانه است. خانه اول به نام محمد باقر خراسانی رئیس مدرسه ملا عبدالله و متوالی مدرسه ملا عبدلله که مهم‌ترین مدارس اصفهان است. این شیخ از علمای بزرگه زمان خود و شایسته لقب مجتهد بوده‌است.

💡 ملا خالد مفتی از دیگر پسران علامه ملا عبدالله مفتی است که پس از فوت برادرش ملا» محمود مفتی «حاکم شرع کردستان شد. وی طبع شعر نیز داشته‌است و پسرش برهان مفتی استاد موسیقی است.

💡 فقیه ایمانی پس از بازگشت به ایران، ضمن تصدی سمت نمایندگی خویی در شهر اصفهان، به تدریس رسائل و کفایه در مدرسه علمیه ملا عبدالله مشغول شد و از اساتید برجسته در این امر به‌شمار می‌آمد.

💡 چون ملا عبدالله دیرتر از دو یار خود درگذشت اصلی‌ترین رهبر مشروطه ساکن در عتبات در سال آخر مشروطه دوم دانسته شد. او توجه خاصی به استقرار نهادهای جدید داشت و آن را مایهٔ ثبات مشروطیت می‌دانست.

💡 از جمله مقامات (آخوند ملا عبدالله يزدى ) (صاحب حاشيه ) اينستكه يك وقتى وارد اصفهانشد، چون قدرى از شب گذشته آخوند به توجّه باطن نظرى به شهر اصفهان نمود پسبه ملازمانش فرمود: حركت كنيد كه از اين شهر با عجله بيرون رويم، زيرا كه چندينهزار بساط شراب مى بينم كه در اين شهر چيده شده.