اتشبان
مترادفها
نگهبان، پاسبان، مراقب
لغت نامه دهخدا
( آتشبان ) آتشبان. [ ت َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سادن آتشکده. || شیطان و دیو. || مالک دوزخ. زبنیة ( مفرد زبانیة ).
فرهنگ معین
( آتشبان ) ( ~. ) (ص مر. ) ۱ - نگهبان آتشکده. ۲ - مالک دوزخ.
فرهنگ عمید
( آتشبان ) نگهبان آتشکده.
فرهنگ اسم ها
اسم: آتشبان (پسر) (فارسی)
معنی: محافظ آتش، نگهبان آتشکده های زردشتی
جمله سازی با اتشبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هیربذ:یعنی مربی و آتشبان و نگاهبان آتشکدهها در برهان قاطع خدمتکار آتش معنی شده. در هر صورت این سمت یکی از مناصب مهم و پس از موبدان موبد اعتبار و اهمیتی شایان داشتهاست.