لغت نامه دهخدا
( آتشیزه ) آتشیزه. [ ت َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) ( از: آتش + -یزه، پسوند تصغیر ) آتشک. کرم شبتاب.
( آتشیزه ) آتشیزه. [ ت َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) ( از: آتش + -یزه، پسوند تصغیر ) آتشک. کرم شبتاب.
( آتشیزه ) (تَ زِ ) (اِمر. ) کرم شب تاب.
( آتشیزه ) ( اسم ) کرم شب تاب.
کرم شبتاب
اسم: آتشیزه (دختر) (فارسی)
معنی: کرم شب تاب