لغت نامه دهخدا
( آتش فارسی ) آتش فارسی. [ ت َ ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به آتش پارسی شود.
( آتش فارسی ) آتش فارسی. [ ت َ ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به آتش پارسی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دید مرا گرفته لب آتش فارسی ز تب / نطق من آب تازیان برده به نکته دری (خاقانی)