اتش خو

لغت نامه دهخدا

( آتش خو ) آتش خو. [ ت َ ] ( ص مرکب ) آتش خوی. تندخوی.

فرهنگ عمید

( آتش خو ) تندخو، بدخو.

جمله سازی با اتش خو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نسازد تا فراموش اصل خود را، نفس آتش خو نماید خاک را هر دم بانگشت عصا پیری

💡 به رغم عاشقان تاکی کند با بوالهوس گرمی الهی خوی او را عشق آتش خو بگرداند

💡 آتش دوزخ نمی گردد به گردش روز حشر هر که شد صائب سپند آتش خوی کسی

💡 بر گل و سنبل آن باغ فسونی بدمم همه را شیفته آتش خوی تو کنم

💡 سخن دراز «نظیری » و طبع آتش خو دعا بگو که دگر وقت اختصار آمد

💡 داغت ز سراپای تنم دود برآورد می خواست که با آتش خوی تو بسازم

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز