لغت نامه دهخدا
ات اکل. [ اِ ت ِ اُ ] ( اِخ ) رجوع به ات اکلس شود.
ات اکل. [ اِ ت ِ اُ ] ( اِخ ) رجوع به ات اکلس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلب گردیده ز اهل علم فر و احترام اکل و شرب اهل عالم جمله شد غصب و حرام
💡 گونتر نیمتز و پتریسا اکل در مطالعات تجربی و نظری در مورد تونلزنی کوانتومی ادعا نمودند که سیگنالها ممکن است تحت شرایط خاصی سریعتر از نور حرکت کنند.
💡 رفت حوا نیز اکلی کرد از آن خوشهٔ بستد ز آدم خورد از آن
💡 آدمی را در این سرای دو در نیست یکدم ز اکل و شرب به سر
💡 کار آن دارد که کسی بتو خوش شود، و مصطفی (ص) باین اشارت کرده که: «شرّ النّاس من اکل وحده».
💡 ز حق چه مژده رساند این مه مبارک رو که شد بخلق از آن شوق، اکل و شرب حرام؟!