لغت نامه دهخدا
( آبونه ) آبونه. [ ن ِ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) آبونه شدن روزنامه و مانند آن؛ از خریداران ماهیانه یا سالیانه آن گردیدن.
ابونه. [ اَ وِ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ بُوان. ستونهای پیشین خیمه.
( آبونه ) آبونه. [ ن ِ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) آبونه شدن روزنامه و مانند آن؛ از خریداران ماهیانه یا سالیانه آن گردیدن.
ابونه. [ اَ وِ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ بُوان. ستونهای پیشین خیمه.
( آبونه ) (نِ ) [ فر. ] (ص. ) ۱ - مشترک روزنامه یا مجله و مانند آن. ۲ - شخص حقیقی یا حقوقی که با پرداخت وجهی از خدمات خاصی استفاده کند، مشترک. (فره ).
( آبونه ) مشترک روزنامه یا مجله.
( آبونه ) ( صفت ) مشترک روزنامه و مجله و مانند آن.
آبونه شدن روزنامه و مانند آن
مشترک روزنامه یامجله
ستونهای پیشین خیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلاحت مظفری که برای تعمیم علوم و اصلاح اعمال زارعت و فلاحت و مزید اطلاع و علم عموم اهالی نگاشته و منتشر میشود، برای رجال مردمانی که شایق آبادی مملکت و طالب ترقی زراعت هستند، بدواً دو نمره مجاناً فرستاده میشود، هر کس طالب باشد، قیمت آبونه و وجه اشتراک ششماههٔ آن را که در حقیقت کم و غیرقابل است، نقد همراهی کارسازی فرمایند و ششماههٔ ثانی را پس از شش ماه دیگر لطف خواهند کرد.
💡 آن كه انسان را از يك توده ماءيوس مى كند و به ما مى فهماند كه، احساسات توده دراين بيست سال بكلى خفه شده است، آن است كه؛ روزنامه هايى را كه همه درمنزل دارند و ديدند كه بزرگترين عمال ديكتاتورى بودند، باز آنها را آبونه هستند وخريدارى مى كنند. اگر احساسات ميهن دوستى و شرفخواهى آنها نمرده بود، خوب بوداوراق اين روزنامه ها و هفتگيها در ميدان شهرستانها آتش زده شود، تا نويسندگان براىهميشه تكليف خود را بفهمند.