ابناء سبیل
مترادفها
مسافران، رهگذران، عابران
لغت نامه دهخدا
ابناء سبیل. [ اَ ءِ س َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ج ِ ابن سبیل. ابناءالسبیل.
جمله سازی با ابناء سبیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر طبق بنهاده جان بی اختیار تا سبیل آرد به ابناء السبیل
💡 در فقه اسلامی، رعایت حقوق ابناء سبیل و کمک رساندن به مسافران در راه که دچار مشکل شدهاند، از واجبات و اصول مهم اخلاقی است.
💡 کاروانهای تجاری در گذشته با دقت بسیار زیادی حرکت میکردند تا از امنیت ابناء سبیل در مسیرهای طولانی و پرخطر کویری و بیابانی مطمئن شوند.
💡 کمک به ابناء سبیل که در میان بیابانهای خشک و بیباران گرفتار شدهاند، همواره از مصادیق بارز ایثار و انسانیت در فرهنگهای مختلف بوده است.