[ویکی فقه] علی بن حسین تغلبی، یکی از افراد خاندان بنوصصری است. بنوصصری نام افراد خاندانی دمشقی از محدثان، فقیهان، قاضیان و مدرسان شافعی در سده های ۵ - ۸ق /۱۱-۱۴م بودند. بارزترین فرد از اولاد حسین، ابوالحسن علی بن حسین تغلبی (د محرم ۴۶۷/سپتامبر ۱۰۷۴) است که تنها آگاهی ما از وی این است که می دانیم او از تَمّام بن محمد رازی و عبدالرحمان بن عثمان استماع حدیث کرده است. ابن عساکر، علی، تاریخ دمشق، ج۱۲، ص۲۴، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز. ۱. ↑ ابن عساکر، علی، تاریخ دمشق، ج۱۲، ص۲۴، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز. ۲. ↑ ابن جوزی، یوسف، مراة الزمان، ج۸، ص۱۳۲، حیدرآباد دکن، ۱۹۵۱ق. منبع دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابن صصری»، شماره۱۴۰۸. ...
جمله سازی با ابن صصری علی بن حسین تغلبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نوشته شهیدی، مورخ شیعه، در تعدادِ فرزندانِ زینالعابدین میان مورخان اختلاف است. اما تقریباً تمامیِ آنها در این چند اسم اشتراک دارند: پسران: محمد باقر، زید، عبدالله و عمر؛ و دختران: عُلَیّه و امکلثوم. زید بن علی فرزند مشترک سجاد و امولدی است که نامش مشخص نیست. بهگفتهٔ کلبرگ، زینالعابدین در مجموع پانزده فرزند باقی گذاشت. از میان این فرزندانِ، علاوه بر محمد باقر که شیعه او را پس از سجاد، امامِ پنجم میداند، زید به علم و تقوا و بزرگواری مشهور است و در قیامی که علیه هشام بن عبدالله ترتیب داد، کشته شد. بهگفتهٔ محدث قمی، عالم شیعی، عبدالله را بهخاطر زیبایی وی، باهر میگفتند؛ و عُمَر دیگر فرزندِ سجاد، مُتولّیِ صدقاتِ رسول خدا بود. بهگفتهٔ محدث قمی از میان دخترانِ علی بن حسین، عُلَیّه بانویی فاضل و از راویان حدیث بوده است و کتابی فراهم آورده که زُراره از آن نقلِ حدیث میکرده است. دیگر فرزندانِ غیر مشهور سجاد عبارتند از: حسن، حسیناکبر، حسین اصغر، عبیدالله، سلیمان، علی، خدیجه، محمداصغر و فاطمه.
💡 هنگامیکه او را نزد عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه، آوردند، بین او و ابن زیاد، مجادلهای درگرفت. به نقل از طبری، ابن زیاد نامش را پرسید و وقتی زین العابدین گفت من علی هستم، ابن زیاد سؤال کرد مگر خدا، علی بن الحسین را نکُشت. علی پاسخ داد برادری داشتم که مردم او را کشتند. ابن زیاد تکرار کرد که خدا او را کشته است. به نوشتۀ طبری، علی با استناد به آیهای از قرآن، دلیل آورد که خداوند، مردگان را قبض روح میکند. به این معنا که مردم، برادرم را کشتند و خدا او را قبض روح کرد. ابن زیاد خشمگین شده، حکمِ قتلش را صادر کرد؛ امّا با سخنانِ زینب از این تصمیم منصرف شد. به نقل از طبری، ابن زیاد، علی بن حسین و دیگر اسیرانِ کربلا را در زندان نگاه داشت و نامهای به شام نوشت تا از یزید، کسبِ تکلیف کند. یزید از او خواست اسیران و سرهای کشتهشدگانِ کربلا را نزد او بفرستد.