لغت نامه دهخدا
ابن سمعان. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲ. از شاگردان ابومعشر و کتاب المدخل الی صناعة النجوم از اوست. ( ابن الندیم ).
ابن سمعان. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲ. از شاگردان ابومعشر و کتاب المدخل الی صناعة النجوم از اوست. ( ابن الندیم ).
کتاب المدخل الی صناعه النجوم از اوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر حال مؤلف تاریخ طبرستان مامطیر را از جمله شهرهایی میداند که در هامون، یعنی قسمت دشت مازندران، «جامع و مُصلّی و بازارها و قضات و علماء و منابر» داشت. به گفته او خراج مامطیر و تریجه در زمان طاهریان ۰۰۰، ۳۷۰ درم بود و این میرساند که این دو شهر از آمل خیلی کوچکتر بودهاند. ابن فقیه. شهر مامطیر را دارای مسجد و منبر میداند و میگوید که میان آن و آمل روستاهای آباد زیاد است. به گفتة او فاصلهٔ میان مامطیر و آمل شش فرسخ یا یک مرحله و میان مامطیر و ساریه (ساری) نیز تقریباً همین اندازه بودهاست. مؤلف حدودالعالم در قرن چهارم هجری مامطیر را «شهرک» میخواند با آبهای روان و میگوید: «از وی حصیری خیزد سطبر و سخت نیکو که در تابستان به کار دارند». سمعانی نیز در الانساب (ذیل «مامطیری») آن را «بُلیْد» (شهرک) میخواند و میگوید که جماعتی از علما از آن برخاستهاند. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان گاهی به مناسبت حوادث تاریخی از مامطیر ذکر میکند. خود او در این شهر گورِ ابن مهدی مامطیری را که از امامان بزرگ طبرستان و مفاخر آن سامان بوده دیدهاست». از مشاهیر مامطیر در اوایل قرن هفتم ابو رضا حسین بن محمدبن ابی الرّضا علوی مامطیری بود که در چهارم شوال ۶۰۶ نصیرالدوله شمسالملوک باوندی را «بغَدْر شهید کرد».