لغت نامه دهخدا
( آبسنگ ) آبسنگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) آبزن.
( آبسنگ ) آبسنگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) آبزن.
( آب سنگ ) = آبزن
( آبسنگ ) ( اسم ) آبزن آبسنج آبشنگ.
آبزن
آبسنگ
{reef} [اقیانوس شناسی، جغرافیا، زمین شناسی] نوار یا باریکه ای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازه های دست ساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن
آبسنگ. آبْسنگ (reef)
پشته سنگی یا ماسه ای در آب های کم عمق دریا که معمولا از بقایای مرجان ها ساخته می شود و به آن آبسنگ مرجانی می گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزایر پاسیفیک یا جزایر اقیانوس آرام عنوانی است برای مجموعه وسیعی از جزیرههایی که در اقیانوس آرام قرار دارند. جزایر پاسیفیک بر حسب گروههای جزیرهای (مجمعالجزایر) یا واحد سیاسی دستهبندی میشوند. از نظر زمینشناسی، بسیاری از آنها به شکل آبسنگ هستند.
💡 آتشفشانهایی با درجات مختلف فعالیت در برخی از جزایر بزرگتر قرار دارند، در حالی که بسیاری از جزایر کوچکتر به صورت آبسنگهای حلقوی هستند که پوشیده از شن و درختان نخل است.
💡 مرجانها عمدتاً تولیدمثل جنسی دارند. حدود ۲۵ درصد از مرجانهای آبسنگساز (مرجانهای سنگی) کلنیهای تکجنسی دارند در حالی که بقیه دوجنسی هستند.