ابازه

لغت نامه دهخدا

( آبازه ) آبازه. [ زَ ] ( اِخ ) نام دیگر ابخازو بنا به ضبط بعض لغویین در زبان ترکی ابخازی است.

فرهنگ فارسی

( آبازه ) عنوان عده ای از پاشایان ترک در عهد سلاطین عثمانی
نام دیگر ابخاز

جمله سازی با ابازه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۷ محرّم ۱۰۳۸، محل اقامت آبازه‌پاشا، یعنی ارزروم محاصره شد و سرانجام آبازه بعد از شانزده روز، پس از گرفتن امان‌نامه، خود و قلعه ارزروم را تسلیم کرد.

💡 وی سپس، به تدارک لوازم لشکرکشی بر آبازه‌پاشا پرداخت که ضمن اظهار اطاعت از شاه عباس، از وی تقاضای نیروی کمکی برای مقابله با صدراعظم جدید کرده بود.

💡 آبازه به خواهش خسروپاشا مشمول عفو پادشاه قرار گرفت..

💡 خسروپاشا با همراهی آبازه‌پاشا و شمسی‌خان (فرستاده شاه‌عباس به یاری آبازه) که به اسارت والی قارص درآمده بود در ربیع‌الآخر همان سال، باشکوه و استقبال فراوان وارد استانبول شد.