اب گوهر

لغت نامه دهخدا

( آب گوهر ) آب گوهر. [ ب ِ گ َ / گُو هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب مروارید. آب سپید که در چشم پدید آید.

فرهنگ فارسی

( آب گوهر ) آب مروارید

جمله سازی با اب گوهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیندازد زقیمت خاکساری پاک طینت را کجا گرد یتیمی آب گوهر را زیان دارد؟

💡 به آب گوهر من غوطه می خورد خورشید پیاله از جگر لعل می زند رنگم

💡 نگیرد آب گوهر جای گرد خاکساری را به دریا متصل شد سیل و در دنبال می بیند

💡 رنگ از واهمهٔ نهی تو تا باخت کند صاف لعلی به قدح جلوهٔ آب گوهر

💡 همیشه روی تو یک پیرهن عرق دارد که آب گوهر بر یک قرار می‌گذرد

💡 نیست از تیغ زبان موج پروایی مرا خامشی چون آب گوهر حرز طوفان من است