اب چیلک

فرهنگ معین

( آب چیلک ) (لَ ) (اِ. ) پرندة مهاجری که جثة کوچک، سر گرد، منقار دراز و باریک و پاهای بلند دارد و در کنار نهرها زندگی می کند و از کرم ها و حشره ها تغذیه می کند.

جمله سازی با اب چیلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از صنایع دستی این شهر می‌توان به تولک بافی، پریگ بافی، سوند، سواس، پروند، چیلک، کم زنی، تلی بافی، خوس بافی و … اشاره کرد.

💡 به هر حال، در نبرد چیلک‌شار، در نزدیکی روستای چلندر، متحدان علیه ملک کیومرث از هر سو به مرز پادوسپانیان هجوم آوردند.

💡 گزارش گروه تحقیق دربارهٔ نقش بریتانیا در جنگ پس از هفت سال در روز چهارشنبه ۶ ژوئیه ۲۰۱۶ منتشر شد. در گزارش جان چیلکات رئیس گروه تحقیق آمده‌است: «آغاز جنگ عراق آخرین انتخاب ممکن نبود اما دولت وقت بریتانیا قبل از آن که راه‌های مسالمت‌آمیز و دیپلماتیک برای خلع سلاح عراق به بن‌بست برسد، تصمیم گرفت وارد جنگ شود.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران