فرهنگ معین
( آب پاشان ) (بْ ) (اِمر. ) نک آبریزگان.
( آب پاشان ) (بْ ) (اِمر. ) نک آبریزگان.
( آب پاشان ) = آبریزان
( آب پاشان ) ( اسم ) ( جشن آب پاشان ) جشنی در ایران باستان که تا عهد صفویه بر پا میشده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک پاشان شود ز جان و ز دل روی نارد بغیر خوب چگل
💡 همی دسته گرزشان خم گرفت زمین زیر پاشان ز خوی نم گرفت
💡 روزى سفير شوروى آمد پيش من و گفت افغانستان از ما كمك خواسته است و ما مى خواهيموارد افغانستان شويم، من گفتم: البته مى شود افغانستان را گرفت ولى بدانيد كهنمى توانيد دوام بياوريد، تا ملت چيزى را نخواهد نمى شود كارى كرد، حالا فهميده اندولى پاشان گير كرده است. (62)
💡 بخش دیگر طلای پاشانی که بخش مرکزی است، با داشتن عرض ۴۵۰ متر و طول ۴٫۸ کیلومتر، دارای ۳۷۵ ملی گرام در هر مترمکعب میباشد.