فرهنگستان زبان و ادب
آب دود
{water smoke} [علوم جَوّ] ← بخارمه
آب دود
{water smoke} [علوم جَوّ] ← بخارمه
💡 آتش زحیای روی تو، آب دود، از سخط خصلن برآتش
💡 عفو او از دود آب آرد چو باران از سحاب خشم او از آب دود آرد چو از دریا بخار
💡 عصّار که از فشار اویم خون آب دود ز دل به رویم
💡 پیچیده به روی آب دود سیهی آتش به میان آب افتاده مگیر