فیلپا

لغت نامه دهخدا

فیلپا. ( اِ مرکب ) پیلپا. ( فرهنگ فارسی معین ). پای فیل. پای پیل. || ( ص مرکب ) آنکه پایش چون پای پیل بوده. پیلپای. رجوع به پیلپای شود. || ( اِ مرکب ) نوعی سلاح که بشکل پای پیل میساختند و بومیان افریقا چون گرز به کار میبرند. ( فرهنگ فارسی معین: پیلپا ). || نوعی قدح که بزرگتر از ساغر معمولی است: شرابی چند فیلپا ( پیلپا ) بخوریم. ( تاریخ بیهقی ). || فیلفاء معرب آن، و ستونی است که پایه اصلی سقف بر آن است. رجوع به پیلپایه شود.

فرهنگ عمید

= پیلپا

جمله سازی با فیلپا

💡 مسجد جامع یالو در روستای یالو از روستاهای یالورود شهرستان نور در استان مازندران واقع گردیده‌است. این مسجد شبستانی است که شش فیلپای مربع به ابعاد هر ضلع ۱۱۸ سانتی‌متر، پوشش طاق و گنبد آن را استوار ساخته‌است. این بنا، محرابی گچکاری دارد که سوره نور بر اطراف آن گچبری شده‌است. در سال ۱۲۳۰ هجری قمری این مسجد مرمت و بازسازی شده‌است.

💡 مسجد قوجاتپه شامل یک گنبد مرکزی است که روی ۴ فیلپای قرار گرفته‌است و چهار نیم‌گنبد دور گنبد مرکزی قرار گرفته‌است. این مسجد چهار مناره ۸۸ متری دارد و خطاطی داخل مسجد هم از سوی خوشنویسان ترک حمید آیتاچ، محمود اؤنجو و امین بارین انجام گرفته‌است. تزئینات داخلی مسجد قوجاتپه به سبک تزئینات کلاسیک دوره عثمانی است.

بابادی یعنی چه؟
بابادی یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز