فرایضی
مترادفها
وظایف، تکالیف، واجبات
متضادها
مستحبات، مباحات
لغت نامه دهخدا
فرایضی. [ ف َ ی ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرایض که تخصص در علم مواریث را افاده می کند. ( از سمعانی ). رجوع به فرائضی شود. و در تداول عربی امروز فَرَضی به کار برند.
فرهنگ فارسی
منسوب به فرایض که تخصص در علم مواریث را افاده کند.
جمله سازی با فرایضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جزیرهنشینان پنداشتند که هیچ یک از این اسباب و وسایل را خود مهاجران نمیسازند. وقتی دستگاهی نیاز به تعمیر پیدا میکرد، آن را از طریق بندر میفرستادند و دستگاه جدید به صورت بار توسّط کشتی، یا بعدها هواپیما به جزیره میرسید. بومیان هیچگاه ندیده بودند که سفیدپوستی چیزی را تعمیر کند، هرگز هم ندیده بودند که سفیدپوستی، کار مفیدی انجام دهد (پشت میز نشستن و کاغذبازی کردن، از نظر آنان مناسک مذهبی سفیدپوستان محسوب میشد، نه کار) پس اندیشیدند که «بار» باید منشأیی فراطبیعی داشته باشد. به علاوه بعضی حرکات سفیدپوستان هم مؤیّد آن بود که گویی دارند فرایضی مذهبی به جا میآورند.
💡 انجام دادن فرایضی که بر عهده هر شهروند در یک جامعه دموکراتیک است، برای حفظ نظم و عدالت بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.
💡 در آموزههای دینی، انجام فرایضی مانند نماز و روزه به عنوان ستونهای اصلی ایمان برای پیروان آن دین شناخته میشود و اهمیت زیادی دارد.
💡 هر مدیری باید فرایضی را که در قرارداد کاری خود ذکر شده است، با دقت و وسواس کامل در طول دوره مسئولیت خود اجرا کند.