غینا
لغت نامه دهخدا
غینا. [ غ َ ] ( اِخ ) قله ای است در بالای کوه ثبیر که مشرف بر مکه است. باهلی گوید: غینا ثبیر، قله ثبیر است و آن را غینا ( بی همزه ) مینامند و آن سنگی قبه وار است. ( از معجم البلدان ). قله کوه ثبیر از اثبره هفتگانه که عبارتند از:ثبیر غینا، ثبیر الاحدب، ثبیر الاعرج، ثبیر الزنج، ثبیر الخضراء، ثبیر النصع و ثبیر الاثبره. ( از تاج العروس ) ( اقرب الموارد ). ابوجندب هذلی گوید:
لقد علمت هذیل ان جاری
لدی اطراف غینا من ثبیر
احض فلا اجیر و من اجره
فلیس کمن یدلی بالغرور.( از معجم البلدان ).رجوع به تاج العروس ج 9 ص 297 شود.
جمله سازی با غینا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرتغالیها واژه گینه را از زبان بربری صنهاجهایها وام گرفته بودند. در زبان بربری به مردم ساکن منطقه جنوبیتر، «غیناوِن» میگفتند که معنی آن «سوختهگان» است. (همانطور که یونانیها تمام مناطق پاییندستتر از مصر را اتیوپیا نام گذاشته بودند که به معنای «سوختهچهرگان» است) بربرها به سرزمین جنوبیتر نیز «آکال اِن-ایگوئیناوِن» میگفتند به معنی «سرزمین سیاهان». غیناون و ایگوئیناوِن همان واژه است که پرتغالیها آن را وام گرفته و به صورت گوئینه تلفظ کردند.