غیبت غیرموجه
مترادفها
غیبت بیدلیل، غیبت بدون مجوز
متضادها
حضور موجه
فرهنگستان زبان و ادب
{French leave} [حمل ونقل دریایی] غیبت بدون اجازه
ویکی واژه
غیبت بدون اجازه.
جمله سازی با غیبت غیرموجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از بهبودی نسبی، عارف به ادارهٔ فرهنگ قزوین و هنرستان محل کار مراجعه کرده و ماجرای تصادف و مصدومیت خود را برای مسئولان شرح میدهد، که البته مسئولان وقت ادعای عارف را قبول نکرده و با سردی با او برخورد میکنند. گویا آنان عکسی از عارف در مجله تهران مصور دیده بودند و غیبت غیرموجه او را به خوانندگیاش در تلویزیون مربوط میدانستند. به همین دلیل فعالیت و اشتغال عارف را به حالت تعلیق (منتظر خدمت) درمیآوردند. عارف مغموم و ناراحت به تهران بازمیگردد.